فرهنگ آریانپور
درزگیر
#۹۲٬۱۳۵
seamer
درزگیر
caulker
درزگیر کشتى، بتونه کار
seamster
درزگیر، خیاط، درزگیرى کردن
sealant
عامل درزگیر، وسیله بتونه کارى، وسیله مهر و موم
shim
خط سفید پیشانى اسب، نظر، یک نگاه، توفال، بیلچه، بیلچه زدن، هموار کردن بنایی
caulk
(calk =) ـ شکاف و سوراخ چیزى را گرفتن، بتونه گیرى کردن، درز گرفتن، آب بندى کردن
gasket
بادبان بند، شراع بند، واشر چرمى، درزبند، درز گرفتن، لایى گذاشتن
sealer
شکارچى گوساله ماهى، مهردار، مهر زن، بتونه یا آسترى رنگ
flashing
تلالوء، تاباندن، برق، روشنایى مختصر، یک آن، لحظه، بروز ناگهانى، جلوه، تشعشع، برق زدن، ناگهان شعله ور شدن، زود گذشتن، فلاش عکاسى flash