فرهنگ آریان‌پور

درزگیر

#۹۲٬۱۳۵

معنی‌های انگلیسی
۱

seamer

درزگیر

۲

caulker

درزگیر کشتى، بتونه کار

۳

seamster

درزگیر، خیاط، درزگیرى کردن

۴

sealant

عامل درزگیر، وسیله بتونه کارى، وسیله مهر و موم

۵

shim

خط سفید پیشانى اسب، نظر، یک نگاه، توفال، بیلچه، بیلچه زدن، هموار کردن بنایی‌

۶

caulk

(calk =) ـ شکاف و سوراخ چیزى را گرفتن، بتونه گیرى کردن، درز گرفتن، آب بندى کردن

۷

gasket

بادبان بند، شراع بند، واشر چرمى، درزبند، درز گرفتن، لایى گذاشتن

۸

sealer

شکارچى گوساله ماهى، مهردار، مهر زن، بتونه یا آسترى رنگ

۹

flashing

تلالوء، تاباندن، برق، روشنایى مختصر، یک آن، لحظه، بروز ناگهانى، جلوه، تشعشع، برق زدن، ناگهان شعله ور شدن، زود گذشتن، فلاش عکاسى flash