فرهنگ آریان‌پور

دررو

#۹۲٬۰۹۶

معنی‌های انگلیسی
۱

exit

دررو، مخرج، خارج شدن، خروج، برون رفت، خروج بازیگر از صحنه ى نمایش

۲

outlet

دررو، فروشگاه، پریز، روزنه، مجراى خروج، بازار فروش، مخرج blowhole

۳

egress

خروج، خروجى، دررو، خارج شدن

۴

port

بندر، بندرگاه، لنگرگاه، مامن، مبدا مسافرت، فرودگاه هواپیما، بندر ورودى، درب، دورازه، در رو، مخرج، شراب شیرین، بارگیرى کردن، به بندر آوردن، حمل کردن، بردن، ترابردن، درگاه

۵

vent

باد خور گذاردن براى، بیرون ریختن، بیرون دادن، خالى کردن، مخرج، منفذ، دریچه