درده
#۹۲٬۰۶۴
dreg
رسوب، درده، ته نشین، آشغال، پس مانده، مدفوع
silt
لاى، لجن، گل، کف، درده، ته مانده، لجن گرفتن، لیمون
slag
تفاله، کف، چرک، درده، خاکستر، گداز آتشفشانى، فلز نیم سوخته، مزخرف، آشغال، تفاله گرفتن از
magma
خمیر مواد معدنى یا آلى، درده
tartar
زبان تاتارى، تاتار، ته نشین، رسوب، باره دندان، درده
sediment
ته نشین، ته نشست، لاى، رسوب، درده، رسوب کردن
sedimentary
رسوبى، ته نشسته، درده
lees
سمت پناه دار، آن سوى کشتى که از باد در پناه است، بادپناه، حمایت lee
dregs
درد (dord)، باقى مانده، چیز پست و بى ارزش
refuse
سرباز زدن، رد کردن، نپذیرفتن، قبول نکردن، مضایقه تفاله کردن، فضولات، آشغال، آدم بیکاره
fouling
ناپاک، پلید، شنیع، ملعون، غلط، نادرست، خلاف، طوفانى، حیله، جرزنى، بازى بى قاعده، ناپاک کردن، لکه دار کردن، گوریده کردن، چرک شدن، به هم خوردن، گیر کردن، نارو زدن (در بازى) ـ foul
deposit
ته نشین کردن، گذاشتن، کنار گذاشتن، ذخیره سپردن، به حساب بانک گذاشتن، سپردن پول، بیعانه، گرو، ته نشین، سپرده، ته نشست