فرهنگ آریانپور
دردمند
#۹۲٬۰۵۱
sore
زخم، ریش، جراحت، جاى زخم، دلریش کننده، سخت، دشوار، مبرم، خشن، دردناک، ریشناک
sickly
بیمار، ناخوش، ناتوان، رنجور
invalid
پوچ، نامعتبر، علیل، ناتوان، بى اعتبار، باطل (invalidate) ناتوان کردن، علیل کردن، باطل کردن pained