فرهنگ آریان‌پور

دردکش

#۹۲٬۰۴۶

معنی‌های انگلیسی
۱

passible

دردکش، حساس، فساد پذیر

۲

anodyne

آرام کننده، تسکین دهنده، مسکن، دواى مسکن

۳

unction

روغن مالى، مرهم گذارى، تدهین، روغن، مرهم، مداهنه، چرب زبانى، حظ، تلذذ، نرمى، لینت

۴

shooting

(past: shot ; past participle: shot) ـ در کردن (گلوله و غیره)، رها کردن (از کمان و غیره)، پرتاب کردن، زدن، گلوله زدن، رها شدن، آمپول زدن، فیلمبردارى کردن، عکسبردارى کردن، درد کردن، سوزش داشتن، جوانه زدن، انشعاب، رویش انشعابى، رویش شاخه، درد، حرکت تند و چابک، رگه معدن

۵

lenitive

مسکن درد، آرامى بخش، ملایم

۶

palliative

سبک ساز، مسکن، دارویى که موقتا ناخوشى را سبک سازد، مسکن موقتى