فرهنگ آریانپور
دردکش
#۹۲٬۰۴۶
passible
دردکش، حساس، فساد پذیر
anodyne
آرام کننده، تسکین دهنده، مسکن، دواى مسکن
unction
روغن مالى، مرهم گذارى، تدهین، روغن، مرهم، مداهنه، چرب زبانى، حظ، تلذذ، نرمى، لینت
shooting
(past: shot ; past participle: shot) ـ در کردن (گلوله و غیره)، رها کردن (از کمان و غیره)، پرتاب کردن، زدن، گلوله زدن، رها شدن، آمپول زدن، فیلمبردارى کردن، عکسبردارى کردن، درد کردن، سوزش داشتن، جوانه زدن، انشعاب، رویش انشعابى، رویش شاخه، درد، حرکت تند و چابک، رگه معدن
lenitive
مسکن درد، آرامى بخش، ملایم
palliative
سبک ساز، مسکن، دارویى که موقتا ناخوشى را سبک سازد، مسکن موقتى