فرهنگ آریانپور
درد کشیدن
#۹۱٬۹۹۵
pain
درد، رنج، زحمت، محنت، درد دادن، درد کشیدن
thraw
حالت نزع، رنج، درد، عصبانیت، خشم، دردبردن، درد کشیدن، پیچ خورده، دررفته
twinge
دور زدن، پیچیدن، درد کشیدن، تیر کشیدن، نیش، سوزش، سرزنش وجدان، درد شدید و ناگهانى
travail
مشقت، درد زایمان، رنج بردن، رنج زحمت، درد کشیدن
smart
زرنگ، زیرک، ناتو، باهوش، شیک، جلوه گر، تیر کشیدن (ازدرد)، سوزش داشتن
agonize
عذاب دادن، تحریف کردن، به خود پیچیدن، تقلا کردن