فرهنگ آریان‌پور

درد کشیدن

#۹۱٬۹۹۵

معنی‌های انگلیسی
۱

pain

درد، رنج، زحمت، محنت، درد دادن، درد کشیدن

۲

thraw

حالت نزع، رنج، درد، عصبانیت، خشم، دردبردن، درد کشیدن، پیچ خورده، دررفته

۳

twinge

دور زدن، پیچیدن، درد کشیدن، تیر کشیدن، نیش، سوزش، سرزنش وجدان، درد شدید و ناگهانى

۴

travail

مشقت، درد زایمان، رنج بردن، رنج زحمت، درد کشیدن

۵

smart

زرنگ، زیرک، ناتو، باهوش، شیک، جلوه گر، تیر کشیدن (ازدرد)، سوزش داشتن

۶

agonize

عذاب دادن، تحریف کردن، به خود پیچیدن، تقلا کردن