فرهنگ آریانپور
درد زایمان
#۹۱٬۹۷۴
labor
(labour =) ـ کار، رنج، زحمت، کوشش، درد زایمان، کارگر، عمله، حزب کارگر، زحمت کشیدن، تقلا کردن، کوشش کردن
labour
(labor =) ـ کار، رنج، زحمت، کوشش، درد زایمان، کارگر، عمله، حزب کارگر، زحمت کشیدن، تقلا کردن، کوشش کردن
travail
مشقت، درد زایمان، رنج بردن، رنج زحمت، درد کشیدن
contraction
انقباض، اختصار، ادغام، همکشیدن، ترنجیدن