فرهنگ آریان‌پور

درد

#۹۱٬۹۳۸

معنی‌های انگلیسی
۱

pain

درد، رنج، زحمت، محنت، درد دادن، درد کشیدن

۲

pang

درد سخت، اضطراب سخت و ناگهانى، تیر کشیدن، درد، سوزش ناگهانى، حمله سخت

۳

agony

درد، رنج، تقلا، سکرات مرگ، جانکندن

۴

dregs

درد (dord)، باقى مانده، چیز پست و بى ارزش

۵

acheake

درد گرفتن، درد کردن، به درد آوردن، درد

۶

teen

آسیب، غصه، رنج، درد، اندوه، خشم، تنفر، سنین 13 الى 19 سالگى

۷

shoot

(past: shot ; past participle: shot) ـ در کردن (گلوله و غیره)، رها کردن (از کمان و غیره)، پرتاب کردن، زدن، گلوله زدن، رها شدن، آمپول زدن، فیلمبردارى کردن، عکسبردارى کردن، درد کردن، سوزش داشتن، جوانه زدن، انشعاب، رویش انشعابى، رویش شاخه، درد، حرکت تند و چابک، رگه معدن

۸

thraw

حالت نزع، رنج، درد، عصبانیت، خشم، دردبردن، درد کشیدن، پیچ خورده، دررفته ache (( algia _

۹

stound

لحظه، وقفه، فصل، دوران، درد، غم، حمله، درد کردن

۱۰

ailment

(پزشکى) بیمارى مزمن، درد، ناراحتى

۱۱

distress

پریشانى، اندوه، محنت، تنگدستى، درد، مضطرب کردن، محنت زده کردن

۱۲

affliction

رنج، رنجورى، پریشانى، غمزدگى، مصیبت، شکنجه، درد

۱۳

wrench

(معنى مجازى) نقشه فریبنده، عمل تند و وحشیانه، آچار، آچار فرانسه، تند، چرخش، پیچ دادن، پیچ خوردن

۱۴

complaint

شکایت، دادخواهى