فرهنگ آریانپور
درخواست کردن
#۹۱٬۸۸۲
request
درخواست، تقاضا، درخواست کردن، خواهش، خواسته، خواستار شدن، تمنا کردن، تقاضا کردن
ask
پرسیدن، جویا شدن، خواهش کردن، براى چیزى بى تاب شدن، طلبیدن، خواستن، دعوت کردن
bid
(past: bid, bade ; past participle: bid, bidden) ـ فرمودن، امر کردن، دعوت کردن، پیشنهاد کردن، توپ زدن، خداحافظى کردن، قیمت خریدرا معلوم کردن، مزایده، پیشنهاد
draw
(past: drew ; past participle: drawn) ـ کشیدن، رسم کردن، قرعه کشیدن، قرعه کشى، بیرون کشیدن، دریافت کردن، کشش
invite
دعوت کردن، طلبیدن، خواندن، وعده گرفتن، مهمان کردن، وعده دادن
approach
نزدیک شدن، نزدیک آمدن، معبر، مشى