فرهنگ آریان‌پور

درخواست‌ کردن

#۹۱٬۸۸۲

معنی‌های انگلیسی
۱

request

درخواست، تقاضا، درخواست کردن، خواهش، خواسته، خواستار شدن، تمنا کردن، تقاضا کردن

۲

ask

پرسیدن، جویا شدن، خواهش کردن، براى چیزى بى تاب شدن، طلبیدن، خواستن، دعوت کردن

۳

bid

(past: bid, bade ; past participle: bid, bidden) ـ فرمودن، امر کردن، دعوت کردن، پیشنهاد کردن، توپ زدن، خداحافظى کردن، قیمت خریدرا معلوم کردن، مزایده، پیشنهاد

۴

draw

(past: drew ; past participle: drawn) ـ کشیدن، رسم کردن، قرعه کشیدن، قرعه کشى، بیرون کشیدن، دریافت کردن، کشش

۵

invite

دعوت کردن، طلبیدن، خواندن، وعده گرفتن، مهمان کردن، وعده دادن

۶

approach

نزدیک شدن، نزدیک آمدن، معبر، مشى