درخواست
#۹۱٬۸۶۴
suit
درخواست، تقاضا، دادخواست، عرضحال، مرافعه، خواستگارى، یکدست لباس، پیروان، خدمتگزاران، ملتزمین، توالى، تسلسل، نوع، مناسب بودن، وفق دادن، جور کردن، خواست دادن، تعقیب کردن، خواستگارى کردن، جامه، لباس دادن به
appeal
درخواست، التماس، جذبه، (حقوق) استیناف
request
درخواست، تقاضا، درخواست کردن، خواهش، خواسته، خواستار شدن، تمنا کردن، تقاضا کردن
requisition
درخواست، تقاضا، سخره، چیز مورد تقاضا، بازگرفتن، مصادره کردن، درخواست رسمى کردن
solicitation
درخواست، تقاضا، التماس، خواستارى، تشجیع
demand
تقاضا، نیاز، مطالبه کردن، خواستار شدن، درخواست، مطالبه، طلب، تقاضا کردن
petition
دادخواست، عرضحال، عریضه، تظلم، دادخواهى کردن، درخواست کردن
postulate
انگاره، پذیره، مسلم فرض کردن، تقاضا، درخواست، ادعا، قیاس منطقى، بدیهى شمرده، لازم دانستن، قیاس منطقى کردن، فرض نمودن
application
کاربرد، استفاده، درخواست، درخواست نامه، پشت کار، استعمال
call
فرا خواندن، فرا خوان، بانگ، صدازدن، ندا، خبر، نامیدن، احضار کردن، خواستن، فریاد، صدا، احضار، دعوت، نامبرى، خواندن اسامى
behest
قول، وعده، موعود، امر، دستور
desire
میل داشتن، آرزو کردن، میل، آرزو، کام، خواستن، خواسته
prayer
نماز، دعا، تقاضا
approach
نزدیک شدن، نزدیک آمدن، معبر، مشى
requirement
نیاز، لازم، مقرره، دربایست، نیازمندى، تقاضا، احتیاج، الزام، ایجاب، التزام