فرهنگ آریان‌پور

درخشیدن به طور متواتر

#۹۱٬۸۵۲

معنی‌های انگلیسی
۱

glint

برق، تلالوء، تابش، ظهور آنى، زودگذر، تابیدن، درخشیدن، درخشانیدن، تابانیدن