فرهنگ آریان‌پور

درخشندگی

#۹۱٬۸۴۰

معنی‌های انگلیسی
۱

glim

درخشندگى، روشنى، درک جزیى، نور شمع، نگاه اجمالى کردن

۲

blaze

شعله درخشان یا آتش مشتعل، (مجازى) رنگ یا نور درخشان، فروغ، درخشندگى، جار زدن، با تصویر نشان دادن

۳

luster

زرق و برق، درخشندگى، جلوه، درخشش، لوستر، درخشیدن، جلوه داشتن، برق زدن

۴

lustre

زرق و برق، درخشندگى، جلوه، درخشش، لوستر، درخشیدن، جلوه داشتن، برق زدن

۵

glitter

تابش، تلالوء، درخشندگى، درخشش، براق شدن، برق زدن، درخشیدن

۶

radiance

(radiancy =) ـ شید، تابندگى، تشعشع، درخشندگى، پرتو

۷

radiancy

(radiance =) ـ شید، تابندگى، تشعشع، درخشندگى، پرتو

۸

brilliance

تابش، درخشندگى، برق، زیرکى، استعداد

۹

effulgence

تابش، درخشندگى، شکوه

۱۰

irradiance

(irradiancy =) ـ درخشندگى، تابش، روشنى، تابندگى، لوستر

۱۱

irradiancy

(irradiancy =) ـ درخشندگى، تابش، روشنى، تابندگى، لوستر

۱۲

coruscation

تابش، درخشندگى

۱۳

patina

(patine =) ـ زنگ مفرغ، جرم سبز، زنگار، قاب

۱۴

splendor

(splendour =) ـ شکوه و جلال، زرق و برق، فر

۱۵

shininess

زرق و برق، جلا

۱۶

splendour

(splendor =) ـ شکوه و جلال، زرق و برق، فر