فرهنگ آریان‌پور

درخشان

#۹۱٬۸۱۶

معنی‌های انگلیسی
۱

fulgent

درخشان، درخشنده، تابان

۲

glittery

درخشان، پر تلالوء

۳

lucid

شفاف، روشن، واضح، درخشان، زلال، براق، سالم رنگ‌ و نور

۴

beamy

پرتوافکن، درخشان، شاخ دار، پر پرتو

۵

ablaze

سوزان، فروزان، درخشان، مشتعل، برافروخته

۶

bertha

یقه پهنى که روى لباس مى دوزند، (م.ل.) درخشان، روشن

۷

bright

تابناک، روشن، درخشان، تابان، آفتابى، زرنگ، باهوش

۸

eyebright

روشن، درخشان، (گیاه شناسى) گل خوش

۹

lightsome

خوشدل، شوخ، چابک، سبک، روشن، درخشان، به رنگ روشن

۱۰

luciferous

نورافشان، نورانى، شب تاب، درخشان

۱۱

illustrious

برجسته، نامى، درخشان، ممتاز، مجلل

۱۲

vivid

روشن، واضح، زنده

۱۳

beaming

شاهین ترازو، میله، شاهپر، تیر عمارت، نورافکندن، پرتو افکندن، پرتو، شعاع beam