فرهنگ آریانپور
درخشان
#۹۱٬۸۱۶
fulgent
درخشان، درخشنده، تابان
glittery
درخشان، پر تلالوء
lucid
شفاف، روشن، واضح، درخشان، زلال، براق، سالم رنگ و نور
beamy
پرتوافکن، درخشان، شاخ دار، پر پرتو
ablaze
سوزان، فروزان، درخشان، مشتعل، برافروخته
bertha
یقه پهنى که روى لباس مى دوزند، (م.ل.) درخشان، روشن
bright
تابناک، روشن، درخشان، تابان، آفتابى، زرنگ، باهوش
eyebright
روشن، درخشان، (گیاه شناسى) گل خوش
lightsome
خوشدل، شوخ، چابک، سبک، روشن، درخشان، به رنگ روشن
luciferous
نورافشان، نورانى، شب تاب، درخشان
illustrious
برجسته، نامى، درخشان، ممتاز، مجلل
vivid
روشن، واضح، زنده
beaming
شاهین ترازو، میله، شاهپر، تیر عمارت، نورافکندن، پرتو افکندن، پرتو، شعاع beam