واژههای فارسی←درحین بازیفرهنگ آریانپوردرحین بازی#۹۱٬۵۱۲شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱liveزندگى کردن، زیستن، زنده بودن زنده، سرزنده، موثر، دایرواژههای نزدیک در الفبادربند چیزیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدربند نهادنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدربهشت جا دادنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدربیخمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدربینمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدربین راه بودنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر