واژههای فارسی←درحال معلق ماندنفرهنگ آریانپوردرحال معلق ماندن#۹۱٬۴۸۶شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱hang upدرحال معلق ماندن، ماندن، به صحبت تلفنى خاتمه دادن، زنگ زدن، معوق گذاشتن، معوق شدنواژههای نزدیک در الفبادربند چیزیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدربند نهادنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدربهشت جا دادنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدربیخمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدربینمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدربین راه بودنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر