فرهنگ آریان‌پور

درحال کار

#۹۱٬۴۸۱

معنی‌های انگلیسی
۱

functioning

تابع، وظیفه، کار کردن، کارکرد، کار، کار ویژه، پیشه، مقام، ماموریت، عمل، ایفاء، عمل کردن، وظیفه داشتن، آئین رسمى function