فرهنگ آریانپور
درجه بندی کردن
#۹۱٬۳۴۷
grade
درجه، نمره، درجه بندى کردن، نمره دادن، پایه، درجه بندى، رتبه، مرحله، درجه شدت (مرض و تب)، انحراف از سطح تراز، الگوى لباس، ارزش نسبى سنگ معدنى، درجه مواد معدنى، دسته بندى کردن، طبقه بندى کردن، جور کردن، با هم آمیختن، اصلاح نژاد کردن، هموار کردن، شیب منظم دادن، تسطیح کردن
class
رده، کلاس، دسته، طبقه، زمره، جور، نوع، طبقه بندى کردن، هماموزگان، رسته، گروه
scale
مقیاس، گام، مقیاس گذاشتن، پیمودن، کفه ترازو، (در جمع) ترازو، وزن، (جانور شناسى) پولک یا پوسته بدن جانور، فلس، هر چیز پله پله، هر چیز مدرج، اعداد روى درجه گرماسنج و غیره، اندازه، معیار، درجه، میزان، مقیاس نقشه، وسیله سنجش، خط مقیاس، تناسب، نسبت، مقیاس کردن، توزین کردن
graduate
درجه گرفتن (ازدانشکده یا دانشگاه)، فارض التحصیل شدن، صاحب درجه