فرهنگ آریان‌پور

درجای دیگر

#۹۱٬۲۹۴

معنی‌های انگلیسی
۱

elsewhere

درجاى دیگر، به جاى دیگر، نقطه دیگر

۲

away

کنار، یکسو، به یک طرف، دور از، خارج، بیرون از، غایب، درسفر، بیدرنگ، پیوسته، به طور پیوسته، متصلا، مرتبا، از آنجا، از آن زمان، پس از آن، بعد، از آن روى، رفته، بیرون، دور افتاده، دور، فاصله دار، ناجور، متفاوت