فرهنگ آریان‌پور

درج کردن

#۹۱٬۲۸۲

معنی‌های انگلیسی
۱

insert

درج کردن، جا انداختن، الحاق کردن، در جوف چیزى گذاردن، جا دادن، داخل کردن، در میان گذاشتن

۲

write in

درج کردن، ثبت

۳

intercalate

جادادن، درج کردن