فرهنگ آریان‌پور

درج‌ کردن

#۹۱٬۲۸۱

معنی‌های انگلیسی
۱

insert

درج کردن، جا انداختن، الحاق کردن، در جوف چیزى گذاردن، جا دادن، داخل کردن، در میان گذاشتن

۲

embodiment

تجسم، در بردارى، تضمین، درج