فرهنگ آریان‌پور

دربر گرفتن

#۹۱٬۲۱۰

معنی‌های انگلیسی
۱

fold

تا، تا کردن، چین، آغل گوسفند، دسته یا گله گوسفند، حصار، چندان، چند لا، بشکست خود اعتراف کردن، به کسب یا شغل پایان دادن، در آغل کردن، جا کردن، تاه کردن، تاه زدن، پیچیدن، تاه خوردن، به هم آمیختن

۲

invest

گذاردن، نهادن، منصوب کردن، اعطاء کردن سرمایه گذاردن

۳

involve

گرفتار کردن، گیر انداختن، وارد کردن، گرفتار شدن، در گیر کردن یا شدن

۴

surround

فرا گرفتن، محاصره کردن، احاطه شدن، احاطه