فرهنگ آریانپور
درب خوابیده
#۹۱٬۱۵۶
hatch
دریچه، روزنه، نصفه در، روى تخم نشستن (مرغ)، (مجازى) اندیشیدن، پختن، ایجاد کردن، تخم گذاشتن، تخم دادن، جوجه بیرون آمدن، جوجه گیرى، (مجازى) درآمد، نتیجه، خط انداختن، هاشور زدن
hatchway
روزنه اى که درعرشه کشتى مى گذارند که از آنجا بار کشتى را پایین بده