فرهنگ آریان‌پور

درب‌ خوابیده

#۹۱٬۱۵۶

معنی‌های انگلیسی
۱

hatch

دریچه، روزنه، نصفه در، روى تخم نشستن (مرغ)، (مجازى) اندیشیدن، پختن، ایجاد کردن، تخم گذاشتن، تخم دادن، جوجه بیرون آمدن، جوجه گیرى، (مجازى) درآمد، نتیجه، خط انداختن، هاشور زدن

۲

hatchway

روزنه اى که درعرشه کشتى مى گذارند که از آنجا بار کشتى را پایین بده