فرهنگ آریانپور
درایند
#۹۱٬۱۴۲
inflow
ریزش درونى، جریان بداخل
influx
نفوذ، رخنه، تاثیر، ورود، هجوم، ریزش
ingress
دخول، ورود، حق دخول، اجازه ورود
outcome
برآمد، پى آمد، حاصل، نتیجه
entrance
مدخل، درون رفت، ورودیه، اجازه ورود، حق ورود، دروازه ى دخول، ورود، بار، درب مدخل، آغاز مدهوش کردن، در بیهوشى یاغش انداختن، (مج) از خود بى خود کردن، زیاد شیفته کردن
incoming
وارد شونده، آینده، آمده، عاید شونده، دخول