فرهنگ آریان‌پور

در وسط

#۹۰٬۸۴۷

معنی‌های انگلیسی
۱

midst

دل، قلب، قسمت وسط، در وسط، در میان

۲

among

(amongst =) ـ میان، در میان، در زمره ى، از جمله

۳

intermediate

میانه، متوسط، در میان آینده، مداخله کننده، در میان واقع شونده، واسطه، میانجى