فرهنگ آریان‌پور

در همه جا

#۹۰٬۸۰۷

معنی‌های انگلیسی
۱

abroad

پهن، گسترش یافته، وسیع، خارج، بیرون، خارج از کشور، بیگانه، ممالک بیگانه

۲

everywhere

درهرجا، درهمه جا، در هر قسمت، در سراسر

۳

universally

فراگیر، جامع، عمومى، جهانى، کلى، عالمگیر، همگانى universal