فرهنگ آریان‌پور

در هم ریخته

#۹۰٬۷۸۱

معنی‌های انگلیسی
۱

grubby

کرم خورده، کرمو، کثیف، شلخته

۲

unkempt

شانه نکرده، ژولیده، نامرتب، ناهنجار، خشن، ناسترده

۳

unsettled

درهم (بر هم)، آشفته، مختل، تصفیه نشده، بى سامان، ساکت نشده، فروننشسته