فرهنگ آریان‌پور

در هم‌ امیختن

#۹۰٬۷۷۰

معنی‌های انگلیسی
۱

fuse

(علوم نظامى) فتیله مواد منفجره، فیوز، فتیله گذاشتن در، سیم گذاشتن، فیوزدار کردن، آمیختن، ترکیب کردن یا شدن، ذوب شدن، گداختن

۲

amalgamate

آمیختن، توام کردن (ملقمه فلزات با جیوه)