فرهنگ آریان‌پور

در هر حال

#۹۰٬۷۵۶

معنی‌های انگلیسی
۱

thick and thin

در هر حال، در دشوارى و سهولت، راسخ

۲

willy nilly

خواهى نخواهى، بهر حال، در هر حال، بالیت و لعل

۳

half

(sing.half) ـ نیمه ها، نصفها، سو، اطراف، شریکان، نواقص، به طور ناقص

۴

though

بهرحال، با وجود آن، بهرجهت، اگرچه، گرچه، هر چند با این که، با وجود این که، ولو، ولى

۵

however

هر چند، اگر چه، هر قدر هم، بهر حال، هنوز، اما