فرهنگ آریان‌پور

در نظر داشتن

#۹۰٬۷۰۸

معنی‌های انگلیسی
۱

purpose

منظور، مقصود، عمد، قصد، عزم، هدف، پیشنهاد، در نظر داشتن، قصد داشتن، پیشنهاد کردن، نیت

۲

envisage

رو به رو شدن، مواجه شدن با، در نظر داشتن، انتظار داشتن، درذهن مجسم کردن

۳

fix

کار گذاشتن، درست کردن، پابرجا کردن، نصب کردن، محکم کردن، استوار کردن، سفت کردن، جادادن، چشم دوختن به، تعیین کردن، قرار دادن، اب کسى رسیدن، تنبیه کردن، ثابت شدن، ثابت ماندن، مستقر شدن، گیر، حیص و بیص، تنگنا، مواد مخدره، افیون

۴

plan

برنامه، طرح، نقشه، تدبیر، اندیشه، خیال، نقشه کشیدن، طرح ریختن

۵

think

(past: thought ; past participle: thought) ـ اندیشیدن، فکر کردن، خیال کردن، گمان کردن

۶

intend

قصد داشتن، خیال داشتن، فهمیدن، معنى دادن، بر آن بودن، خواستن

۷

propose

پیشنهاد کردن، پیشنهاد ازدواج کردن

۸

calculate

حساب کردن، برآورد کردن

۹

contemplate

تفکر کردن، درنظر داشتن، اندیشیدن