فرهنگ آریان‌پور

در نزدیکی

#۹۰٬۶۹۷

معنی‌های انگلیسی
۱

around

گرداگرد، دور، پیرامون، دراطراف، درحوالى، در هر سو، در نزدیکى

۲

to

به سوى، سوى، به طرف، روبطرف، پیش، نزد، تا نسبت به، در، دربرابر، برحسب، مطابق، بنا بر، علامت مصدر انگلیسى است to ـ (46)