فرهنگ آریان‌پور

در میان اینده

#۹۰٬۶۵۰

معنی‌های انگلیسی
۱

intercurrent

در میان آینده، مداخله کننده، در میان چیزهاى دیگر رخ دهنده، تداخل کننده

۲

intermediate

میانه، متوسط، در میان آینده، مداخله کننده، در میان واقع شونده، واسطه، میانجى