فرهنگ آریان‌پور

در میان

#۹۰٬۶۴۰

معنی‌های انگلیسی
۱

amid

در میان، وسط

۲

amidst

در میان، وسط

۳

amongst

در میان، در زمره

۴

in

پیشوندى است به معنى " در داخل " و " به سوى " و " نه "، در، توى، اندر، لاى، درظرف، هنگام، به، بر، با، بالاى، روى، از، باب روز درونى، شامل، نزدیک، دم دست، داخلى رسیده، آمده، درتوى، به طرف، نزدیک ساحل، با امتیاز، با مصونیت در میان گذاشتن، جمع کردن شاغلین، زاویه in ـ (89)

۵

into

توى، اندر، در میان، در ظرف، به، به سوى، به طرف، نسبت به، مقارن

۶

among

(amongst =) ـ میان، در میان، در زمره ى، از جمله

۷

midst

دل، قلب، قسمت وسط، در وسط، در میان

۸

twixt

(betwixt =) ـ مابین، در میان

۹

across

سرتاسر، از این سو به آن سو، در میان، از عرض، از میان، از وسط، از این طرف به آن طرف

۱۰

between

میان، در میان، مابین، دربین، درمقام مقایسه

۱۱

betwixt

(between =) ـ مابین، در میان

۱۲

intermediate

میانه، متوسط، در میان آینده، مداخله کننده، در میان واقع شونده، واسطه، میانجى

۱۳

medial

میانى، وسطى، مابین، میانه، متوسط