فرهنگ آریانپور
در میان
#۹۰٬۶۴۰
amid
در میان، وسط
amidst
در میان، وسط
amongst
در میان، در زمره
in
پیشوندى است به معنى " در داخل " و " به سوى " و " نه "، در، توى، اندر، لاى، درظرف، هنگام، به، بر، با، بالاى، روى، از، باب روز درونى، شامل، نزدیک، دم دست، داخلى رسیده، آمده، درتوى، به طرف، نزدیک ساحل، با امتیاز، با مصونیت در میان گذاشتن، جمع کردن شاغلین، زاویه in ـ (89)
into
توى، اندر، در میان، در ظرف، به، به سوى، به طرف، نسبت به، مقارن
among
(amongst =) ـ میان، در میان، در زمره ى، از جمله
midst
دل، قلب، قسمت وسط، در وسط، در میان
twixt
(betwixt =) ـ مابین، در میان
across
سرتاسر، از این سو به آن سو، در میان، از عرض، از میان، از وسط، از این طرف به آن طرف
between
میان، در میان، مابین، دربین، درمقام مقایسه
betwixt
(between =) ـ مابین، در میان
intermediate
میانه، متوسط، در میان آینده، مداخله کننده، در میان واقع شونده، واسطه، میانجى
medial
میانى، وسطى، مابین، میانه، متوسط