فرهنگ آریان‌پور

در مقابل

#۹۰٬۶۰۶

معنی‌های انگلیسی
۱

versus

در مقابل، بر ضد، در برابر

۲

for

براى، به جهت، بواسطه، به جاى، از طرف، به ب هاى، درمدت، به قدر، در برابر، در مقابل، بر له، به طرفدارى از، مربوط به، مال، براى این که، زیرا که، چونکه

۳

against

دربرابر، در مقابل، پیوسته، مجاور، به سوى، مقارن، بر ضد، مخالف، علیه، به، بر، با

۴

vis a vis

رو به رو، مقابل، شخص رو به رو، در مقابل، با هم

۵

head

نوک، سر، کله، راس، عدد، ابتدا ى، انتها، دماغه، دهانه، رئیس، سالار، عنوان، موضوع، منتها درجه، موى سر، فهم، خط سر، فرق، سرصفحه، سرستون، سر درخت، اصلى، عمده، مهم سر گذاشتن به، داراى سر کردن، ریاست داشتن بر، رهبرى کردن، دربالا واقع شدن head ـ (58)

۶

ahead

پیش، جلو، در امتداد حرکت کسى، رو به جلو، سر به جلو

۷

before

پیش از، قبل از، پیش، جلو، پیش روى، درحضور، قبل، پیشتر، پیش آن که

۸

athwart

از این سو به آن سو، از طرفى به طرف دیگر، از وسط، (مجازى) برخلاف، بر ضد

۹

oppositely

رو به رو، مقابل، ضد، وارونه، از رو به رو، عکس قضیه