در مقابل
#۹۰٬۶۰۶
versus
در مقابل، بر ضد، در برابر
for
براى، به جهت، بواسطه، به جاى، از طرف، به ب هاى، درمدت، به قدر، در برابر، در مقابل، بر له، به طرفدارى از، مربوط به، مال، براى این که، زیرا که، چونکه
against
دربرابر، در مقابل، پیوسته، مجاور، به سوى، مقارن، بر ضد، مخالف، علیه، به، بر، با
vis a vis
رو به رو، مقابل، شخص رو به رو، در مقابل، با هم
head
نوک، سر، کله، راس، عدد، ابتدا ى، انتها، دماغه، دهانه، رئیس، سالار، عنوان، موضوع، منتها درجه، موى سر، فهم، خط سر، فرق، سرصفحه، سرستون، سر درخت، اصلى، عمده، مهم سر گذاشتن به، داراى سر کردن، ریاست داشتن بر، رهبرى کردن، دربالا واقع شدن head ـ (58)
ahead
پیش، جلو، در امتداد حرکت کسى، رو به جلو، سر به جلو
before
پیش از، قبل از، پیش، جلو، پیش روى، درحضور، قبل، پیشتر، پیش آن که
athwart
از این سو به آن سو، از طرفى به طرف دیگر، از وسط، (مجازى) برخلاف، بر ضد
oppositely
رو به رو، مقابل، ضد، وارونه، از رو به رو، عکس قضیه