فرهنگ آریان‌پور

در معرض فروش‌ گذاشتن

#۹۰٬۵۹۲

معنی‌های انگلیسی
۱

offer

قطع، خاموش، ملغى، پرت، دور، از محلى بخارج، به سوى (خارج)، عازم به سوى، دورتر، از یک سو، از کنار، از روى، خارج از، مقابل، عازم، تمام، کساد، بیموقع، غیر صحیح، مختلف off ـ (84)

۲

market

بازار، محل داد و ستد، مرکز تجارت، فروختن، در بازار داد و ستد کردن، درمعرض فروش قرار دادن، به بازار عرضه کردن