در معرض
#۹۰٬۵۶۵
subject
نهاد، فاعل، مبتدا، شیى، موضوع، فرد، شخص، مبحث، موضوع مطالعه، مطلب، تحت، مادون، تحت تسلط، در معرض، در خطر، مطیع کردن، تحت کنترل درآوردن، در معرض بودن یا قرار دادن، زیرموضوع، موکول به، درمعرض گذاشتن
to
به سوى، سوى، به طرف، روبطرف، پیش، نزد، تا نسبت به، در، دربرابر، برحسب، مطابق، بنا بر، علامت مصدر انگلیسى است to ـ (46)
open
باز، آزاد، آشکار، مفتوح، گشوده، سرگشاده، دایر، روباز، بى آلایش، مهربان، رک گو، صریح، درمعرض، بى پناه، بى ابر، واریز نشده گشودن، گشادن، باز کردن، باز شدن، افتتاح کردن، آشکار کردن بسط دادن، مفتوح شدن، شکفتن، روشن شدن، خوشحال شدن
sweep
(past: swept ; past participle: swept) ـ روبیدن، رفت و برگشت، روفتن، جاروب کردن، زدودن، از این سو به آن سوحرکت دادن، بسرعت گذشتن از، وسعت میدان دید، جارو
liable
مسئول، مشمول
within
در داخل، توى، در توى، در حدود، مطابق، به اندازه، در ظرف، در مدت، در حصار
patent
آشکار، داراى حق امتیاز، امتیازى، به وسیله حق امتیاز محفوظ مانده، داراى حق انحصارى، گشاده، مفتوح، آزاد، محسوس، حق ثبت اختراع، امتیاز نامه، امتیاز یاحق انحصارى به کسى دادن، اعطا کردن (امتیاز) ـ
susceptible
مستعد، فروگیر، حساس، مستعد پذیرش