فرهنگ آریان‌پور

در مضیقه

#۹۰٬۵۶۱

معنی‌های انگلیسی
۱

strait

تنگ، باریک، دشوار، باب، بغاز، تنگه، در مضیقه، در تنگنا، تنگنا hard pressed

۲

tight

سفت، محکم، تنگ (tang)، کیپ، مانع دخول هوا یا آب یا چیز دیگر، خسیس، کساد

۳

restricted

محدود کردن، منحصر کردن به