فرهنگ آریان‌پور

در مرز چیزی قرار داشتن

#۹۰٬۵۳۹

معنی‌های انگلیسی
۱

border

سرحد، حاشیه، لبه، کناره، مرز، خط مرزى، لبه گذاشتن (به)، سجاف کردن، حاشیه گذاشتن، مجاور بودن