فرهنگ آریان‌پور

در مرخصی

#۹۰٬۵۳۵

معنی‌های انگلیسی
۱

off

قطع، خاموش، ملغى، پرت، دور، از محلى بخارج، به سوى (خارج)، عازم به سوى، دورتر، از یک سو، از کنار، از روى، خارج از، مقابل، عازم، تمام، کساد، بیموقع، غیر صحیح، مختلف off ـ (84)

۲

vacationer

(vacationist =) ـ مرخصى رونده، گشتگر ایام تعطیلات