واژههای فارسی←در کیسه گذاردنفرهنگ آریانپوردر کیسه گذاردن#۹۰٬۴۱۳شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱imburseاضافه کردن، افزودن، با ارزش کردن، انبار کردن، در کیسه گذاردن، پرداختنواژههای نزدیک در الفبادر کونی زدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدر کوهیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدر کوهی - دارای -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدر کیسه ریختنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدر کیسه شدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدر کیسه کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر