فرهنگ آریان‌پور

در کمین نشستن

#۹۰٬۳۹۰

معنی‌های انگلیسی
۱

ambush

کمین، کینگاه، دام، سربازانى که درکمین نشسته اند، پناه گاه، مخفى گاه سربازان براى حمله، کمین کردن، در کمین نشستن

۲

await

منتظر بودن، منتظر شدن، انتظار داشتن، ملازم کسى بودن، در کمین (کسى) نشستن