فرهنگ آریان‌پور

در قید حیات

#۹۰٬۳۳۳

معنی‌های انگلیسی
۱

alive

زنده، در قید حیات، روشن، سرزنده، سرشار، حساس

۲

living

زندگى، معاش، وسیله گذران، معیشت، زنده، حى، در قید حیات، جاندار، جاودانى

۳

aboveground

در بالاى سطح زمین، (مجازى) در قید حیات