فرهنگ آریان‌پور

در فکر فرو رفتن

#۹۰٬۲۸۵

معنی‌های انگلیسی
۱

brood

کلیه جوجه هایى که یکباره سراز تخم در مى اورند، جوجه هاى یک وهله جوجه کشى، جوجه، بچه، توى فکر فرورفتن

۲

cogitate

اندیشه کردن، درعالم فکر فرورفتن