فرهنگ آریان‌پور

در عقب

#۹۰٬۲۳۵

معنی‌های انگلیسی
۱

after

پس از، بعد از، در عقب، پشت سر، درپى، در جستجوى، در صدد، مطابق، بتقلید، به یادبود

۲

back

عقب، پشت (بدن)، پس، عقبى، گذشته، پشتى، پشتى کنندگان، تکیه گاه، به عقب، درعقب، برگشت، پاداش، جبران، از عقب، پشت سر، بدهى پس افتاده، پشتى کردن، پشت انداختن، به عقب رفتن، به عقب بردن، برپشت چیزى قرار گرفتن، سوارشدن، پشت چیزى نوشتن، ظهرنویسى کردن

۳

rear

پروردن، تربیت کردن، بلند کردن، افراشتن، نمودار شدن، عقب، پشت، دنبال

۴

behind

عقب، پشت سر، باقى کار، باقى دار، عقب مانده، داراى پس افت، عقب تراز، بعد از، دیرتر از، پشتیبان، اتکاء، کپل، نشیمن گاه

۵

backward

عقب افتاده، به پشت، از پشت، وارونه، عقب مانده، کودن، به عقب