فرهنگ آریان‌پور

در ظرف گذاردن

#۹۰٬۲۱۸

معنی‌های انگلیسی
۱

put up

در ظرف گذاردن، بسته بندى کردن، کنسرو کردن، کنار گذاردن، متحمل شدن، برگزیدن، بیگودى به گیسو زدن، علنى ساختن، طرح کردن، منزل دادن، ساختن، بنا کردن