فرهنگ آریان‌پور

در طی

#۹۰٬۲۰۸

معنی‌های انگلیسی
۱

pending

در طى، درمدت، تا زمانى که، امر معلق، متکى

۲

in course

در طى

۳

during

درمدت، هنگام، درجریان، در طى

۴

in

پیشوندى است به معنى " در داخل " و " به سوى " و " نه "، در، توى، اندر، لاى، درظرف، هنگام، به، بر، با، بالاى، روى، از، باب روز درونى، شامل، نزدیک، دم دست، داخلى رسیده، آمده، درتوى، به طرف، نزدیک ساحل، با امتیاز، با مصونیت در میان گذاشتن، جمع کردن شاغلین، زاویه in ـ (89)

۵

when

کى، چه وقت، وقتى که، موقعى که، در موقع