واژههای فارسی←در ضمن روی دادنفرهنگ آریانپوردر ضمن روی دادن#۹۰٬۱۹۱شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱interveneدر میان آمدن، مداخله کردن، پا میان گذاردن، در ضمن روى دادن، فاصله خوردن، حایل شدنواژههای نزدیک در الفبادر بین دو مردمک - واقع -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدر بین ردیف های محصول کاشتنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدر بین رگبرگها - واقع -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدر بین سیارات - واقع -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدر بین ورقه ها یا طبقات متناوب قرار دادنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدر بیهوشی یاغش انداختنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر