فرهنگ آریان‌پور

در ضمن ان

#۹۰٬۱۹۰

معنی‌های انگلیسی
۱

thereinto

درداخل آن در جزء آن، در ضمن آن

۲

lid

سرپوش، کلاهک، دریچه، پلک چشم، چفت، کلاهک گذاشتن، دریچه گذاشتن، چفت زدن به

۳

midst

دل، قلب، قسمت وسط، در وسط، در میان