فرهنگ آریان‌پور

در صورت فقدان

#۹۰٬۱۸۵

معنی‌های انگلیسی
۱

failing

خراب شدن، تصور کردن، موفق نشدن، شکست خوردن، رد شدن، قصور ورزیدن، عقیم ماندن، ورشکستن، وا ماندن، در ماندن fail