فرهنگ آریان‌پور

در شیره قند فرو کردن

#۹۰٬۱۵۵

معنی‌های انگلیسی
۱

glace

صاف، براق، نرم، پوشیده از شکر، لعابدار، ماده صاف و براق، دسر سردو یخ بسته، شربت سرد، بستنى