فرهنگ آریان‌پور

در شن دفن کردن

#۹۰٬۱۵۳

معنی‌های انگلیسی
۱

gravel

شن، ریگ، ماسه، سنگ مثانه، سنگریزه، شنى، شن دار، متوقف کردن، در شن دفن کردن، شن پاشیدن